خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
30
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
مطالعه كننده روشن مىكند و براى مطاوعه « 1 » كننده نمايان ميسازد . ( در هدف بسيار كوشيدم زروى اشتياق * تا چشيدم طعم شوق و ذوق خود را در مذاق ) ( 35 ) آنچه گرد آوردم از اندرزهاى بىنظير * گشته بر ابناى عالم ، دلپسند و دلپذير نام آن را در ادب ، نهج البلاغه خواندهام * بذر مهر و حرمتش را در قلوب افشاندهام آن كتابى كه بغايت اوج كرده در شؤون * گشته بر خلقى ، بانوار بلاغت ، رهنمون آن كتابيكه ز غفلت ميتكاند خلق را * از كمند و بند گمراهى رهاند خلق را آنچنانكه در تعلّم مبتدى را لازم است * علم دانشمند هم ، در اصل ، بر آن قائم است ( 36 ) در دل فرمايشات آن امام خوشنهاد * نكتههائى هست از توحيد و عدل و اعتقاد همچنان فرمودههائى از صفات كردگار * از شگفتىهاى بىپايان و ذات كردگار آن سخنهائى كه دارد از معارف ابرو ميغ * تشنگان علم را سيراب دارد بىدريغ از معارف بر جهان دارد يگانه ارمغان * بهر انجال « 2 » زمان ، مصباح راه آرمان داروى درد جهالت ، شافى امراض دل * ( رهنماى خلق عالم ، باروند معتدل ) ماحى « 3 » زنگار دلها ، مرهم درد درون * ( نسل آدم را بسوى حق پرستى رهنمون ) آن سخنهائى كه در مضمون ، لطيف و دل كشند * اهل ايمان را بسوى نيك بختى ميكشند و من اللّه سبحان استمدّ التوفيق . . . سيّد رضى عليه الرحمة با استمداد از نيروى لا يتناهى خداوند و استفاضه از توفيق نامتناهى بارگاه الوهيّت ، گمشدهء خود را كه هدف مقدّس اوست ، دنبال مىكند و بجانب او اقبال مىنمايد . ( 37 ) از خدا امداد جويم در طريق اين هدف * تا موانع را كنم از راه مقصد بر طرف طالب توفيق اويم تا مگر اسباب خير * جمع گردد سوى من ، با افتتاح باب خير
--> ( 1 ) مطاوعه فرمانبردارى ( 2 ) نسلها ( 3 ) ماحى محو كننده